وقتی موسوی حرف دلش را می زند
نیما نامداری
mokhaalef.blogfa.com
ميرحسين موسوي: تورم، مالياتي است كه اغنيا براي فقرا ميبندند.
در اقتصاد پديدهاي به نام ماليات تورمي وجود دارد. محل اصلي درآمد دولتها ماليات است. در برخي مواقع درآمد دولتها كفاف هزينههايشان را نميدهد و كسر بودجه دارند. آنها براي كاهش اين كسر بودجه بايد ماليات بيشتري از مردم بگيرند. يعني مثلا ماليات بر درآمد يا تعرفه هاي گمركي يا ماليتهاي بر مصرف را افزايش دهند. اما اين افزايش از يك طرف مستلزم تامين نظر گروههاي ذينفع مختلف (مجلس، لابيها، بروكراتها و ...) است و از طرف ديگر افزايش مالياتها باعث نارضايتي مردم شده و به محبوبيت سياستمداران حاكم بر دولت لطمه مي زند. از آنجا كه دولتها دوست ندارند خرجشان را كم كنند (يعني دوست دارند بذل و بخشش كنند، پروژه افتتاح كنند، اعانه و يارانه بدهند و ... و نهايتا راي جمع كنند) پس تنها يك راه باقيميماند آن هم اين است كه پول بدون پشتوانه چاپ كنند. اين كار باعث ميشود حجم نقدينگي افزايش يابد و تورم رشد كند. در شرايطي كه ظرفيت توليد تغيير نكرده و ثروت كشور هم افزايش نيافته چنين سياستي منجر به رشد اقتصادي هم نشده و قدرت خريد واقعي مصرف كننده هم تغييري نميكند. در اين حالت ميگويند دولت ماليات تورمي اخذ كرده است. يعني مشكل كمبود درآمد خود را با كاهش ارزش پول ملي و افزايش تورم حل كردهاست.
احتمالا مهندس موسوي چيزي در مورد همين ماليات تورمي شنيدهاند و نداشتن دانش اقتصادي و جهانبيني چپ او منجر به گفتن چنين جمله مضحكي شدهاست. اصولا بار مالياتي عمدتا بر دوش اغنيا است و فقرا در دامنه معافيتهاي مالياتي قرار ميگيرند. اين هم در مورد ماليتهاي بر درآمد صدق ميكند هم ماليات بر مصرف، اغنيا چون درآمد بيشتري دارند و مصرف بيشتري هم ميكنند مالياتي بيشتري ميدهند. ضمن اينكه مالياتي تورمي را دولت مي ستاند نه اغنيا!
موسوي بخواهد يا نخواهد يك چپ اسلامي سترون در دهه 60 است. با چهار جمله كليشهاي و مبهم و كلي در دفاع از بخش خصوصي هم نميتواند خود را به عنوان يك هوادار آزادي اقتصادي معرفي كند. اينكه او چنين راحت «اغنيا» را جايگزين «دولت» ميكند يك خطاي لفظي نيست بلكه اعتقادي برخاسته از جهانبيني او است كه بر تضاد ميان فقير و غني در اقتصاد و مستضعف و مستكبر در سياست استوار است. در اقتصاد موسوي براي من احمدينژاد تحت ويندوز است.