Thursday, May 14, 2009

میر حسین و اقتصاد

http://daray.persianblog.ir

بخشی از شکست هاشمی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم را میشود گذاشت به پای اکبر گنجی که با سلسله مقالاتی که در نقد جدی وی نوشت او را به شدت به چالش کشید و بسیاری از شایعات و زمزمه های پراکنده کوچه و خیابان را که احیانا قابل استناد نبود مستند کرد. پر بیراه نیست که اگر هاشمی بخواهد در زمینه شکست در انتخابات مجلس ششم از یک نفر شاکی باشد آن یک نفر احتمالا اکبر گنجی است.

*****

اکثریت اقتصاد خوانده هایی که من میشناسم با نظریات اقتصادی موسوی مشکل اساسی دارند و به گمانم اگر ستاد موسوی بخواهد در این زمینه از یک نفر شاکی باشد آن فرد بهمن احمدی امویی است که کتاب "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی" را نوشته است. این کتاب مجموعه ای از مصاحبه با ۶ نفر از روسا و معاونین سازمان برنامه و بانک مرکزی است و در بخشهای زیادی از کتاب نظریات و آرای مهندس موسوی به فراخور موضوع مطروحه با جزییات و مثال مطرح شده است. اگرچه کتاب در سال ١٣٨١ تدوین شده ولی خب این روزها به خصوص برای کسانی که مدتها پیش کتاب را خوانده اند مرجعی برای مرور دوباره نظریات نامزدی است که ممکن است از روی اضطرار به او رای بدهند..

برای نمونه ای از این مصاحبه ها این مطلب دنیای اقتصاد را ببینید ( اگر حوصله ندارید میتوانید از وسط صفحه، ابتدای مصاحبه با مسعود روغنی زنجانی شروع کنید.) هم چنین این مطلب هم مرتبط است: (لینک) و نیز این یکی :(لینک)

*****

در این میانه به گمانم این مطلب از بهمن احمدی امویی از همه مهم تر است چرا که اگر چه او شاید اقتصاددان نباشد اما کسی که این مسائل را از جمع چند نفره تکنوکراتها و مطالبی در حد اخبار کیهان و فارس و "بنا بر شنیده ها" فراتر برد و مکتوب و قابل استناد کرد او بوده است. به خصوص برای من آن بخش هایی اش مهم بود که نکاتی در مورد سازمان برنامه و اینکه واقعا موسوی طرفدار برنامه ریزی بوده است و نه از طرفداران تئوری "هر کس دندان دهد نان هم دهد".نظریه ای که برنامه ریزی برای کشور را دخالت در کار خداوند میدانسته و انگار در هیات دولت آن زمان هم رواج داشته است.

مثلا:

"در دولت قبلی "خیر" ، سازمان برنامه را به بهانه این که سازگاری با نظام جدید ندارد، تعطیل کرد و "دوزدوزانی" وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، هم وزارتخانه تحت امرش را به همین بهانه .

محمد طبیبیان نخستین روز ورودش به سازمان برنامه را به خوبی به یاد دارد :" از پنجره های طبقات مختلف سازمان تمام پرونده ها و گزارش های کارشناسی را که تنها تولید این مرکز بود ، بیرون می انداختند و می خواستند آنها را بسوزانند . به بهانه این که برخی اسناد آمریکایی در میان آنها وجود دارد . " پبش از این قرار بود این سازمان را تعطیل و ساختمانش را به بیمارستان تبدیل کنند .

میر حسین موسوی در نخستین سخنرانی اش در برابر نمایندگان مجلس خواستار یک سازمان برنامه قوی شد . محتوای سخنانش اعتقاد او را به کلان نگری و نظم در اداره امور نشان می داد . چیزی که محمد بانکی رئیس سازمان و برنامه آن زمان ، با تعجب و شگفتی از آن یاد می کند : " ذهنش منسجم به نظر می رسید و مصر بود که از طریق برنامه ریزی و تقویت سازمان برنامه کارها را پیش ببرد . "

و یا این بخش در مورد عدم نیاز به برنامه ریزی:

"اما ترکیب هیات دولت و نمایندگان مجلس به گونه ای بود که به نظر نمی رسید بتوان به آن برنامه دل بست و آن را عملی کرد . روغنی زنجانی این صف آرایی را به خوبی به یاد دارد :" در دولت برخی از همین آقایان راست با آن مخالف بودند و می گفتند هر کس دندان دهد نان هم می دهد و برنامه ریزی یعنی دخالت در کار خداوند . عده ای از همان ابتدا مخالف سازمان برنامه بودند و این نگاه به خاطر بد بینی نسبت به رژیم شاه بود . البته در مجموع قدرت نخست وزیر بیشتر بود . اما مخالفین یک اقلیت قوی بودند که در خیلی جاها مشکل ایجاد می کردند. "

کاملش را اینجا بخوانید.

****

پی نوشت: تازگی مطلبی به عنوان برنامه مالی و پولی میرحسین موسوی در روزنامه سرمایه منتشر شده است. متن این برنامه و نقد یکی از دوستان را هم ببینید.