Wednesday, May 6, 2009

به میر حسین رأی بدهم؟ محال است!

part-o-pala.blogfa.com

من یک دانشجوی اقتصادم. پس با عینک اقتصاد به مسائل نگاه میکنم.
دو سال پیش، زمانی که «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی»1 را خواندم، با خودم فکر می کردم که امکان ندارد من روزی به میر حسین موسوی رأی بدهم! امکان ندارد! امکان ندارد! ... امکان ندارد؟! امکان ...؟! ها؟! ببین آدم را به چه کارهایی وادار می کنند!

آخر من چگونه به میرحسین رأی بدهم؟ بیایید بررسی کنیم:

1. پیشینه

تا اینجا که موسوی برنامه درست و حسابی اقتصادی ارائه نکرده. دلیلی هم ندارد که فکر کنیم کسی که 20 سال از کار اجرائی دور بوده و اصالتا یک آدم هنری و فرهنگی است، دیدگاه های اقتصادیش تغییری کرده باشد.

ابن یک نقل قول است از 20 سال پیش:

وزیر برنامه و بودجه در کابینه میر حسین موسوی [مسعود روغنی زنجانی] می‌گوید: «به خوبی به یاد دارم كه وقتی در شورای اقتصاد به مسایل نقدینگی می‌پرداختیم كه افزایش نقدینگی منجر به بالا رفتن تورم و افزایش هزینه‌های سرمایه‌گذاری می‌شود و در نتیجه مردم از سرمایه‌گذاری منصرف می‌شوند و تقاضا كاهش می‌یابد، آقای موسوی در پاسخ به نظرات ما می‌گفتند، شما در محاسبات خود ضریب ایثار را اعمال نكردید، شما باید توجه داشته باشید كه مردم حاضر به ایثار و از خود گذشتگی هستند. طبیعی است كه ایشان نخست‌وزیر بودند و ما به راحتی نمی‌توانستیم بگوییم كه شعر حافظ و مولوی چه ربطی به این مسایل دارد.» (به نقل از وبلاگ مخالفان اندیشه های میرحسین. فکر کنم از همان کتاب «اقتصاد سیاسی...» نقل شده باشد)

متنفرم از این توهم زدن های ضد اقتصادی! ضریب ایثار!

2. امروز

بدیهی است که امروز به خاطر اوضاع زمانه و سیاستهای کلی (بخوانید ناقض!) اصل 44 و... لحن موسوی هم عوض میشود. اما هنوز هم نمونه های واضحی در حرفهایش می شود پیدا کرد:

میر حسین موسوی به تازگی در گفت‌وگو با سایت کلمه گفت : «به باور من، ما اقتصادی با هویت ویژه خود به نام اقتصاد اسلامی داریم. هر اندازه که از این واقعیت طفره برویم، نمی‌‌توانیم آن را نفی کنیم. معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامی همچون انفال، ربا، وقف، زکات، خمس، وصیت، احتکار فوق‌العاده مهم است. اما نباید دید افرادی را که درباره اقتصاد اسلامی شروع به نظریه پردازی کرده‌اند، محدود کنیم. آنها سعی کردند از تمام تجربیات بشری استفاده کنند و با مسایلی که یک دولت مدرن با آن روبرو می‌شود، روبرو شوند و راه‌حل‌هایی برای آن داشته باشند.» (به نقل از وبلاگ مخالفان اندیشه های میرحسین)

به نظر این حقیر (که جای بحثش اینجا نیست) «اقتصاد اسلامی» به این معنا که این دوستان می گویند وجود ندارد! توهم است! راهی است به ترکستان! باز هم 4 سال آزمون و خطا؟!

آن وقت من چطور به این آقا رأی بدهم؟

3. اطرافیان

به اطرافیان موسوی می شود دلخوش بود؟

نظرات آقای مشاور اقتصادی، فرشاد مؤمنی، درباره اصلاح الگوی مصرف را بخوانید. این دوست عزیز در مورد همه چیز حرف می زنند جز اصلاح قیمت. مثلاً:

«برای افرادی که قصد دارند در دولت آینده، مسوولیت داشته باشند، این یک مساله بسیار حیاتی و تعیین کننده است و باید در تدارک برنامه‌های بسیار روشن و مشخص باشند و محورهای اصلی آن برنامه‌ها باید در درجه اول ارتقای بنیه تولیدی و در درجه بعدی مهار گرایش‌های معطوف به مصرف‌های غیرضرور باشد.»

«مهار گرایش‌های معطوف به مصرف‌های غیرضرور» یعنی دقیقا چی کار؟!؟!؟! بس است این همه کلی و نادقیق حرف زدن! باور کنید با چنین مشاوری، اگر میرحسین رأی بیاورد به یارانه ها دست نخواهد زد!

حال چطور می شود به این آقا رأی داد؟